Saturday, February 16, 2013

A report from Imprisoned Iranian Human right lawyers امنیت وکلا و نگاهی به وضعیت وکلای زندانی در ایران



اکنون در مقطعی از تاریخ ایران ایستاده ایم که "متفاوت" بودن جرمی نابخشودنی شده است. تفاوت در عقاید، دین، ظاهر، منش و مسلک، رابطه عاشقانه، عادات غذایی و حتی تفاوت در موسیقی و هنر مجازات هایی گاه سنگین به دنبال دارد. چه بسیار مردان و زنانی که به دلیل متفاوت بودن طعم تلخ بازداشت، شکنجه، پرس و جو ها را چشیده اند و دم بر نیاورده اند و عده ای هم که از حقوق قانونی خود برای داشتن وکیل، دادگاه عادلانه و هیات منصفه آگاه بوده اند در نهایت با ارعاب و فشار از حق خود گذشت نموده اند.
در اسناد حقوق بشری و اسناد قانونی اکثر کشورهای جهان حق داشتن وکیل مدافع در مراجع قضایی و نیز اجرایی یکی از حقوق اساسی و اولیه برای داشتن یک دادرسی عادلانه و تضمینی برای برقراری نظم، عدالت و امنیت اجتماعی و قضایی است اما مساله جایی قابل تامل می شود که متصدیان امر قضا که می بایست حامیان امر قضاوت عادلانه باشند به حذف بخشی های اساسی از یک دادگاه عادلانه می زنند و بدون وکیل و هیات منصفه حکم های سنگین کیفری صادر می کنند و از نتیجه کار راضی و خشنود می شوند و در جایی که وکیل متهم بر وظیفه خود پافشاری می کند از هر گونه ارعاب، تهدید و دستگیر برای به کرسی نشاندن رای خود فرو گذاری نمی کنند.
تعداد بالای وکلای زندانی در ایران که با احکامی غیر منصفانه و برخودهای ناشایست مواجه شده اند نشان از همین جهان بینی دارد. مقامات بالا دستی برای جلوگیری از برگزاری دادگاهی عادلانه و صدور حکم هایی برای ایجاد وحشت در میان مردم و محدود کردن فعالیت های "متفاوت ها" وکلای وظیفه شناس را به بهانه های واهی و رای معروف "تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت کشور" دستگیر و مجازات می کنند.
جاوید هوتن کیان وکیل دادگستری است که در تیر ماه سال ۱۳۸۸ وکالت خانم سکینه محمدی آشتیانی زنی که به مجازات سنگسار محکوم شده بود را پذیرفت. ایشان در زمان کوتاهی که وکالت موکلش را به عهده داشت بارها با رسانه های مختلف در ارتباط با عدم استحقاق موکلش به سنگسار سخن گفت و در نهایت نیز در پی ملاقات با دو خبرنگار آلمانی در شهر تبریز ، به همراه سجاد قادر‌زاده فرزند سکینه محمدی آشتیانی بازداشت شد. هوتن کیان پس از بازداشت به محل نامعلومی منتقل شد و اطلاعاتی از وی منتشر نگردید تا اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اقرارهای وی را در رابطه با پرونده سکینه محمدی پخش کرد. در مدت حدود سه سال حبس این وکیل دادگستری تاکنون هیچ منبع رسمی اطلاعاتی از وی منعکس نکرده و سرنوشت این وکیل دادگستری مشخص نیست. این در حالی است که در همین پرونده فرزند سکینه محمدی تبرئه و دو خبرنگار آلمانی نیز با اعمال فشار دولت آلمان و با پرداخت جریمه نقدی از زندان آزادشدند. اخباری غیر موثقی وجود دارد که حکایت از قتل این وکیل دادگستری در زندان تبریز دارد. جا دارد در رابطه با این پرونده خاص مسولین دستگاه قضایی جمهوری اسلامی گزارشی از وضعیت وی منتشر نماید.
مصطفی دانشجو، امیر اسلامی، امید بهروزی و فرشید یداللهی وکلای مدافع اقلیتی به نام دراویش گنابادی هستند که هم اکنون بدون هیچ گونه محاکمه ای بیش از هفده ماه در بازداشت موقت در زندان اوین تهران به سر می برند.
مصطفی دانشجو از بیماری تنفسی رنج می برد پس از گذراندن شش ماه حبس در زندان ساری به بند 209 زندان اوین منتقل شد و تاکنون بلاتکلیف است.
امیر اسلامی از دیگر وکلای دراویش گنابادی است. این وکیل دادگستری نزدیک به 18 ماه است که در زندان اوین به سر می برد. پرونده این وکیل دادگستری در حال حاضر در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران در حال رسیدگی است.
امید بهروزی نیز همراه با سایر وکلای دراویش گنابادی در زندان اوین به سر می برد و اخیرا به دلیل خودداری از حضور در جلسه دادگاه به سلول انفرادی منتقل شده است.
فرشید یداللهی نیز از 17 ماه پیش در حبس به سر می برد.
سید محمد سیف‌زاده نیز از جمله وکلای مبارز و توانمند دادگستری است که در حال حاضر در زندان رجایی شهر کرج محبوس است. وی به همراه شیرین عبادی، محمد شریف، عبدالفتاح سلطانی و محمدعلی دادخواه کانونی تحت عنوان کانون مدافعان حقوق بشر را تشکیل دادند. این کانون به بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران می پرداخت سیف زاده در طول فعالیت خود وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی را بر عهده داشت .
عبدالفتاح سلطانی دیگر وکیل زندانی نیز که به جرم تبلیغ، اجماع و تبانی علیه نظام به 18 سال حبس تبعید به شهر برازجان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شده است از بانیان و مدافعان حقوق بشر در ایران به شمار می آید."تحصیل مال حرام" از طریق دریافت جایزه حقوق بشری نورنبرگ (که از سال ۱۹۹۵ هر سال به یکی از فعالان حقوق بشر اعطا می‌شود) هم در زمره اتهامات آقای سلطانی و مبنای صدور حکم اعلام شده است.
محمدعلی دادخواه نیز از دیگر اعضای کانون مدافعان حقوق بشر نیز که وکیل عبدالفتاح سلطانی نیز به شمار می رود هم اکنون در زندان به سر می برد. دادخواه که پیش‌تر در سال ۸۱ و در جریان وکالت اعضای حزب نهضت آزادی بازداشت شده بود، آخرین بار در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۸ به همراه ملیحه دادخواه، سارا صباغیان، بهاره دولو و امیر رئیسیان در دفتر کارش توسط پلیس امنیت بازداشت و دفتر او پلمپ شد.
آقای دادخواه وکالت پرونده هایی چون پرونده فعالان ملی مذهبی‌، پرونده عبدالفتاح سلطانی، پرونده دراویش گنابادی، پرونده سه تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، پرونده سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی در واقعه تحصن دانشجویی دانشگاه زنجان و پرونده کشیش محکوم به اعدام یوسف ندرخانی را به عهده داشته است. دادخواه که ‌پیش از این در تیر ماه سال ۹۰ از سوی شعبه‌۱۵ دادگاه انقلاب به ۹ سال زندان، ۱۰ سال ممنوعیت از وکالت در دادگستری و همچنین به تحمل شلاق و چند فقره جزای نقدی محکوم شده‌بود، امروز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
نسرین ستوده نیز که از شهریور ماه سال 1389 در زندان به سر می برد.وی وکالت پرونده‌های فعالان حقوق بشر و کشته شدگان و اعدام شدگان حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ را بر عهده داشته‌است. وی عضو کانون مدافعان حقوق بشر، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، و انجمن حمایت از کودکان بوده و وکالت پرونده‌های بسیاری از فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، کودکان قربانی کودک آزاری و کودکان در معرض اعدام را برعهده داشته‌است. ستوده در سال ۲۰۰۸ میلادی برنده جایزه حقوق بشر «سازمان حقوق بشر بین‌الملل» شد.

نکته حائز اهمیت و مشترک میان هر 9 وکیل زندانی در ایران اهمیت به حقوق بشر و دفاع از حقوق اقلیت ها بوده است.دراویش گنابادی، روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی از دید جو حاکم محکوم هستند و دفاع واقعی از آنها که منجر به تبرئه شدن و یا تخفیف مجازات می شود خود جرمی بالقوه است که باید با مشت آهنین با آن برخورد کرد. کلام حقی که دم شمشیر می شود و وکلا و مدافعان آن کلام هم سزاوار توبیج و مجازات خواهند شد.

سازمان مدارای جهانی با یادآوری اعلامیه اصول مدارای جهانی و نیز کنوانسیون های و عهدنامه های بین المللی و نیز قوانین داخلی جمهوری اسلامی در باب احترام به حقوق شهروندان و به رسمیت شناختن حق دفاع و آزادی بیان و اندیشه، از دولت ایران می خواهد تا با آزادی وکلای دادگستری این حق را به همه متهمین و مجرمین بدهند که بتوانند از وکلای مستقل استفاده کرده تا حقوقشان پایمال نگردد.
متاسفانه با زندانی شدن بسیاری از وکلای دادگستری و تحت فشار قرار دادن دیگر وکلا، شاهد آن هستیم که عمده فعالین حقوق بشر و فعالین سیاسی و خبرنگاران به خصوص شانزده خبرنگاری که اخیرا بازداشت شده اند فاقد وکیل دادگستری هستند. یادآوری می نماید که وکیل داگستری تنها پشتبان قانونی متهم و مجرم بوده و می بایست دارای چنان آزادی عملی باشد که نگذارد موکلش به ناحق محکوم شده و حقوقش تضییع گردد.

Wednesday, February 13, 2013

End arbitrary house arrests of Mousavi, Karroubi, and Rahnavard; free all prisoners of conscience

۳ گزارشگر ویژه سازمان ملل:«مخالفان سیاسی را آزاد و به حصر خانگی موسوی، کروبی و رهنورد پایان دهید»

شیرین عبادی و شش گروه حقوق بشری امروز ٢٥ بهمن (١٣ فوریه) و همزمان با آغاز سومین سال بازداشت خانگی رهبران مخالفان در ایران، با صدور بیانیه‌ای مشترک از مقام‌های ایرانی خواسته‌اند که فورا به "بازداشت خانگی فراقانونی" میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد پایان دهند.پس از برگزاری تجمع ٢٥ بهمن ٨٩ به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی کلیکرهبر ایران دستور داد آنان به همراه همسرانشان بازداشت خانگی شوند. البته فاطمه کروبی پس از مدتی از بازداشت خارج شد و ماموران پس از آن مانع بازگشت او نزد همسرش شدند.
در این بیانیه آمده که "مقامات ایرانی دو سال است بدون هیچ مبنای قانونی این چهره‌های مخالف را از حقوق اولیه خود محروم کرده‌اند."
پیش از این کارگروه بازداشت‌های خودسرانه سازمان ملل متحد نیز بازداشت این رهبران مخالفان را "فراقانونی" خوانده بود.
این بیانیه علاوه بر شیرین عبادی، وکیل و حقوقدان ایرانی، به امضای عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران و خبرنگاران بدون مرز نیز رسیده است.
خانم عبادی می‌گوید اگر مقام‌های ایران مدرکی مبنی بر اقدام مجرمانه این افراد داشتند باید پیش از این، رسیدگی قضایی شفاف و عادلانه‌ای انجام می‌دادند.
او همچنین می‌گوید: "٣٤ سال پس از تشکیل جمهوری اسلامی ایران بر مبنای اصول آزادی و عدالت، زندان‌ها هنوز مملو از صدها زندانی سیاسی هستند."

Wednesday, February 6, 2013

Ahmadinejad gets beaten up by anti-Assad protesters in Kairo. Egypt
کتک خوردن احمدی نژاد در مصر با لنگه کفش یک مرد سوری در اعتراض به وقایع سوریه 


The Moment of Fear! Just before A.N receive a shoe in his face in Cairo by an Brave Syrian protester




احمدی نژاد از مقامات مصری تقاضای بازدید از میدان تحریر در قاهره کرده بود. میدان التحریر قاهره محل اصلی تجمع معترضان در روزهای انقلاب دو سال پیش مصر بود که به سرنگونی نظام ۳۰ ساله حسنی مبارک انجامید. و به احتمال این واقعه در آنجا اتفاق افتاده است.

UN human rights experts urge Iran to release journalists and stop targeting media

چهار گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل سه‌شنبه ۱۷ بهمن‌ماه از حکومت ایران خواستند تا موج جدید بازداشت روزنامه‌نگاران را متوقف کند. این گزارشگران موج جدید را نقض "آشکار" حقوق بین‌الملل توصیف کردند.

کار‌شناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد از رژیم ایران خواسته‌اند دستگیری روزنامه نگاران را متوقف سازد. 

به گزارش خبرگزاری فرانسه، چهار کار‌شناس روزسه شنبه در بیانیه مشترکی گفتند «موج اخیر دستگیری روزنامه نگاران فقط به دلیل انجام فعالیت‌های حرفه‌ای، نقض آشکار تعهداتی است که رژیم ایران براساس قوانین بین المللی حقوق بشر برعهده گرفته است.» 

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران هفته پیش گفت بیش از ۱۲ روزنامه نگارهنگام همکاری با یک شبکه مرتبط با غرب پیشاپیش برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، بازداشت شده‌اند. 

این وزارتخانه گفت شبکه آن‌ها توسط بی‌بی سی تاسیس شد و در «همکاری با چند دولت غربی» عمل می‌کند. 

کار‌شناسان سازمان ملل متحد گفتند دست کم ۱۷ روزنامه نگار بازداشت شده‌اند، و احکام دستگیری واحضاریه برای چندین نفر دیگرصادرشده است. 

آن‌ها گفتند نگران هستند که جدید‌ترین موج دستگیری‌ها ممکن است بخشی ازکمپین گسترده تری برای روزنامه نگاران و رسانه‌های مستقل در ایران باشد.


Monday, February 4, 2013

مقصر کیست؟


حاکمان رژیم اسلامی این روزها برای حفظ حاکمیت ننگین خود بر ایران از جان ایرانیان مایه میگذارند وآثار تحریمهایی که بر ایران تحمیل شده است تنها متوجه مردم بی دفاع ایران میباشد که بازیچه قدرت طلبی سیری ناپذیر این فرومایگان شده است.تولید بنزین سرطان زای داخلی فاقد استانداردهای بین المللی،کمبود داروهای اساسی چون داروهای بیهوشی و مسائلی از این دست مشکلاتی نیستند که همانند گرانی وتورم باصبوری وقناعت مردم ایران بتوان با آنها کنار آمد این مسائل جان مردم را تهدید میکند.ساکنان سرزمین وسیعی که دارای منابع غنی ازمعادن ونفت وگاز ودیگر ثروتهای ملی میباشد به چه دلیل بایستی دچار چنین شرایطی شوند؟ گناه مردم ایران چیست؟ آیا این تاوان همان انقلابی است که در سال 57 به امید آزادی از استبداد وخودکامگی کردند؟ انقلابی که نتیجه اش تقدیم ایران عزیز به همین کسانی شد که امروزه آن را به این ذلت کشانده اند.مسئول اینهمه انزوا وعقب ماندگی کیست؟ پرواضح است که ایران کنونی دستاورد ندانمکاری ها وسوء مدیریتهای مسئولان جمهوری اسلامی ودر رأس آنها رهبر رژیم خامنه ای است،اما من تقصیر اصلی را متوجه خامنه ای میبینم چراکه او حتی فراتر از قانون اساسی همه امور مملکت وملت را در ید قدرت خود گرفته وبر همه مسئولان کشوری ولشکری تسلط مطلق دارد تاجایی که برای تداوم رهبری اش مقوله ای به اسم نظارت استصوابی را در انتخابات مجلس خبرگان باب کرد تا مبادا نماینده ای مستقل و منتقد به مجلس خبرگان راه یابد وبه ساحت رهبری وخطاهای او معترض شود وبدین ترتیب هیچکس در مملکت 75 میلیونی جرأت وحق اعتراض وانتقاد از او را ندارد و او یکه تاز این میدان وسیع است
خامنه ای بزرگترین مقصر است زیرا تحریمهایی که امروز ایران را به ورطه نابودی کشانده است نتیجه شعارگویی ها و ندانم کاریهای همان رئیس جمهوری است که خامنه ای در سال 88 به قیمت خون جوانان ایران او را به این مقام منصوب کرد وبرای دفاع از او در مقابل اکثریت ملت ایران ایستاد، رئیس جمهور محبوب رهبر که نتیجه عملکردش قرار دادن ایران در معرض خطر تهاجم خارجی است که ممکن است مملکت را به سرنوشت عراق و افغانستان دچارکند وصدها هزار قربانی به جای بگذارد
مرگ بردیکتاتور
مرگ بر رهبر نالایق ایران؛ خامنه ای


Monday, January 21, 2013



آیا یادمان رفته است که در همین انتخابات دروغین قبل چه بر سر رأی هایمان آمد.آیا یادمان رفته است که چه بر سر فرزندان این ملت آمد.آیا یادمان رفته است که رژیم کثیف و جنایتکار جمهوری اسلامی به سرکردگی خامنه ای قاتل هر کاری کرد و هر جنایتی کرد تا حرف خود رو به کرسی بنشاند.آیا به راستی ما اینقدر فراموش کار هستیم؟ همه با هم دست در دست یکدیگر بگذاریم و یک بار برای همیشه کاری رو بکنیم که باید سالیان و سالیان پیش میکردیم. اگر همه با هم باشیم هیچ قدرتی جلودار ما نیست.یادمان نرود که این رژیم جنایتکار دست به هر کاری خواهد زد که انتخابات جدید ریاست جمهوری خود را معتبر و با شرکت اکثریت مردمی جلوه دهد.حتی از حضور مردم عادی در خیابان ها هم نخواهند گذشت و آن را حضور مردمی خواهند خواند.پس،روز انتخابات همه با هم به نشانه اعتراض در خانه بمانیم.این تنها کاریست که ما میتوانیم در مقابل این رژیم مستبد و رهبر جنایتکارش که برای بقاء تن به هر کاری میدهد انجام دهیم.در حالی که تا شروع انتخابات تنها چند ماه باقی مانده است این رژیم در تدارک حیله گری و نیرنگ های جدید خود است که معدود مردم ساده رو به پای صندوق های رای ببرد تا بتواند آن را ابزاری کند برای تبلیغ در جامعه .جهانی و نشان دادن مشروعیت نظام کثیف جمهوری اسلامی.ما با رای ندادن یک بار دیگر دست این رژیم قاتل را برای جهانیان و انتخابات فرمایشییش رو کنیم.

Monday, January 14, 2013



روز شنبه 12 ژانویه قرار است در ایران و در بسیاری از شهرها و کشورهای جهان و از جمله شهر مریوان اعتراضات گسترده ای شکل بگیرد و به حکم اعدام زانیار و لقمان اعتراض شود. تابحال در بسیاری از نقاط مختلف جهان و در داخل ایران برای جلوگیری از حکم ظالمانه اعدام زانیار و لقمان بسیاری از احزاب سیاسی و سازمان های مدافع زندانیان سیاسی و علیه اعدام اعلام آمادگی کرده اند، بیانیه صادر کرده اند، پتیشین منتشر کرده و مردم به طور گسترده ای در حال امضا این پتیشن هستند. این کمپین، کمپین دفاع از حیات دو پسر جوان است که مدت سه سال است در زندانهای جمهوری اسلامی زیر سختترین شکنجه ها قرار دارند و از آنها با توسل به زور اعتراف گرفته اند.

روز شنبه 12 ژانویه روز بسیار مهمی برای دو زندانیان سیاسی محکوم به اعدام است.اگر اجازه دهیم زانیار و لقمان را به جوخه اعدام بسپارند فردا نیز در همان سیاهچال ها زندانیان سیاسی دیگری را باز به جوخه اعدام خواهند سپارد.مردم، به پاخیزیم همه با هم و در همه جای جهان بگوئیم نه به اعدام. همه باهم بگوئیم اعدام لکه ننگی بر پیشانی تمدن بشر امروز است. زخم عمیقی است برپیکرجامعه بشری بویژه بر پیشانی ما ایرانیان. باید برای نجات این دو جوان محکوم به اعدام و همه محکومین به اعدام بپاخیزیم، بپاخیزیم تا وجدانهای بشری را به اعتراض به این همه ظلم و بی عدالتی بیدار نمائیم، تا نه تنها لقمان و زانیار را از کابوس سه سال چوبه دار و طناب اعدام برهانیم که خودمان و کل جامعه را از چنگال مشتی آخوند بی تمدن و دزد و از گور برخواسته نجات دهیم. اینها در سالهای پس از انقلاب برای تثبیت جریان اسلامی، 30 خرداد 60 و 67 را آفریدند و هزاران تن از بهترین عزیزان مردم را به جوخه های اعدام سپردند.

ولی تلاش و وحشیگری جمهوری اسلامی اینبار تماما تدافعی و ذبونانه است. مانند مار زخمی خود را به در و دیوار میکوبد، دستگیر و زندانی میکند، شکنجه و اعتراف گیری سازمان می دهد، به مردم تجاوز میکند و چوبه های دار را بر پا میسازد تا بلکه هر چه بیشتر بترساند و مردم را به تمکین وادار کند. مرگ ستار بهشتی در اثر شکنجه و تصمیم به اجرای حکم اعدام برای لقمان و زانیار تنها از دست یک حکومت اسلامی و فاشیست و در ایران ساخته است. حکومتی که از ترس انقلاب مردم و بی لیلاقتی اش در اداره جامعه مثل گرگ های درنده با بی رحمی تمام به جان مردم افتاده است.

به همین اعتبار روز شنبه 12 ژانویه باید به روز نمایش قدرت ما مردم متمدن و آزادیخواه بر علیه بربریت اعدام و جنایت اسلامی تبدیل گردد. باید در این روز با تمام نیرو در تمامی شهرها به خیابان بیاییم تا با صدای هرچه رساتر فریاد زانیار و لقمان و همه زندانیان سیاسی را به گوش جهانیان برسانیم و دستگاه جنایت و وحشیگری اسلامی را هر چه بیشتر افشا و رسوا کنیم.

باید بکوشیم که در روز شنبه افکار عمومی جهان را در سطح هرچه گسترده تری علیه جمهوری اسلامی و علیه نقض حقوق زندانیان سیاسی و تحمیل بی حقوقی به مردم ایران بسیج کنیم. باید به دنیا اعلام کنیم که نماینگان جمهوری اسلامی را از مجامع بین المللی بیرون کنند.

Sunday, January 13, 2013



به امید این ننشین که این جنایتکاران برای شما انتخابات آزاد نمایند. بخود اتکا کن
به خیابانها بیایید حق را باید از این زالوها گرفت.

Saturday, January 12, 2013





رضا خندان همسر نسرین ستوده:


7-8 دقيقه از فرصت كوتاه ملاقات اين هفته صرف نواختن "بلز" شد.

نيما اين هفته دفتر "نت" و "بلز"اش را آورده بود و در هياهوي محل ملاقات كابيني بي توجه به اطراف‌ و اطرافيان‌اش مشغول نواختن و خواندن با "نت" آهنگ‌هاي كلاس موسيقي‌اش بود .

من هم مجبور بودم در تمام اين مدت گوشي زمخت و سنگين را طوري نگه دارم كه مادرش بتواند هم صداي ساز و هم صداي نت‌خواني او را بشنود.

نسرين كه اين روزها داغدار از دست دادن مادر و دايي‌اش است و مترصد فرصت، با ديدن اين صحنه‌ها اشك‌اش جاري مي‌شود.

لادن مستوفي كه اين هفته چهارشنبه با تمام شدن دوران حبس دو سال و نيمه‌اش آزاد مي‌شود بلافاصله او را در آغوش گرفته و دلداري مي‌دهد.

صداي ساز نيما تا چند كابين آن طرف‌تر قابل شنيدن است.

فخري بانو كه برحسب اتفاق ملاقات انفرادي‌اش با آقا مصطفي (تاجراده)، همزمان شده است با ملاقات زنان سياسي، از نيما مي‌خواهد كه آهنگ‌هايش را براي آنها هم اجرا كند اما او خجالتي‌تر از اين حرف‌هاست و قبول نمي‌كند.

چند بار سعي مي‌كنم براي چند لحظه گوشي را گرفته و با آقا مصطفي احوالپرسي كنم اما نگراني از اندك فرصت ملاقات مانع مي‌شود. به ناچار به اشاره‌ي دست اكتفا مي‌كنم.

آثار بيش از دو سال روزه‌داري و هم اكنون انواع بيماري‌ها و شرايط طاقت فرساي حبس در چهره‌‌ مصمم او كاملا پيداست، اما اراده‌ي فوق‌العاده‌ي اين مرد مثال زدني است. غير از همسر پرتوان‌ و خستگي‌ ناپذيرش هيچكس حتي فرزندانشان حق ملاقات با او را ندارند.

ژيلا (بني‌يعقبوب) و مهسا (امر آبادي) در كابين‌هاي كناري ما بدون حضور همسرانشان سرگرم صحبت با ديگر عزيزان‌شان هستند.

امير علي خواهرزاده‌ي با مزه‌ي ژيلا كه از نظر ما بزرگترها يك بچه است، ولي او خودش را هم‌طراز با افراد 50 ساله و يا كمي بيشتر، مي‌داند، گوشي را از ما مي‌گيرد و با لحن بامزه‌اش از نسرين بابت عدم حضور خود در مراسم مادرش عذر خواهي ميكند.

فريبا كمال آبادي درست پشت سر نسرين با دو گوشي كابين‌ خودش و كابين كناري، همزمان با دختر و همسر كم نظيرش صحبت مي‌كند البته اينطوري و در آن ِ واحد تنها مي‌تواند چهره‌ي يكي از آنها را ببيند. او كه به همراه مهوش شهرياري نزديك به پنج سال است بدون مرخصي در زندان به سر مي‌برد، بيش از 15 سال ديگر بايد به همين صورت ادامه دهند، اگر اوضاع بدتر نشود.

دقايقـي هم فاطمه هاشمي كه نگران خواهـرش است با نسرين صحبت مي‌كنـد و نسرين ريز اتهامـات جديدي را كه به خواهـرش - ‌فائزه هاشمي- زده‌اند را به دقت شرح مي‌دهد تا او يادداشت كند. معلوم شده است كه چند روز است او را به انفرادي 209 برده‌اند. همانجايي كه نسرين در زمان اعتصاب غذا به عنوان تنبيه 20 روز در آنجا با گرسنگي و تنهايي دست و پنجه نرم كرد.

اين در حالي است كه رييس سازمان زندان‌ها گفته است كه ما انفرادي نداريم.

جواني كه پشت سرم ايستاده است و نيم نگاهش به طرف كابيني است كه نسرين در حال صحبت كردن است، آرام و باوقار با من احوالپرسي و فروتنانه اظهار لطف مي‌كند.

او را هيچوقت نديده‌ام و احتمال مي‌دهم بايد جزو خانواده‌هاي زندانيان جديد باشد. اما مي‌گويد: "نه پدرم جزو زندانيان عادي (غيرسياسي) است و من به ملاقات او آمده‌ام."

پدرش در رديف كابين‌هاي پشت سر ما منتظر است اما چشم او همچنان به دنبال رديف كابين زناني است كه هر روز نام آنان را در بيرون از زندان مي‌شنود و باورش نمي‌شود كه اكنون مي‌تواند همه‌ي آنها را يك جا ببيند.

لابد بايد ممنون پدري باشد كه با زندان رفتن‌اش - گيريم به جرمي غيرسياسي- اين شرايط را براي او ايجاد كرده است.

Wednesday, January 9, 2013

دستگیری ۵ نفر به اتهام فعالیت در زمینه موسیقی زیرزمینی




معاون اجتماعی پلیس امنیت ناجا از دستگیری گروهی متشکل از ۵ نفر که اقدام به تولید موسیقی‌های غیرمجاز و همکاری با شبکه‌های معاند نظام جمهوری اسلامی می‌کردند، خبر داد.

بنا به گزارش فارس، سرهنگ رضادوست معاون اجتماعی پلیس امنیت اخلاقی ناجا گفت: "باندی متشکل از ۵ نفر توسط پلیس امنیت اخلاقی ناجا با هماهنگی مقام قضایی به اتهام فعالیت‌های زیرزمینی غیر فرهنگی شامل تهیه و تولید ترانه و موسیقی غیرمجاز برای خوانندگان لس‌آنجلسی و مرتبط با شبکه‌های ماهواره‌ای معاند با نظام جمهوری اسلامی ایران دستگیر شدند."

وی در ادامه افزود: "در تاریخ ۱۹ دی‌ماه سال جاری پس از شناسایی محل فعالیت آن‌ها این افراد دستگیر و پس از تشکیل پرونده مقدماتی به مرجع قضایی معرفی شدند

Tuesday, December 18, 2012


به راستی که باید به شیرزنانی مانند مادر ستار بهشتی افتخار کرد . مادری دلیر که در برابر گرگهای تا دندان مسلح در مراسم چهلم فرزندش در رباط کریم فریاد میزند « من بهت افتخار میکنم ، بازجوهاش میزدند اما او میخندید ، شما پسر و سرپرست مرا شهید کردید خدا نابودتان کند ، تا آخرین قطره خونم تا تقاص خون ستار را نگیرم از پای نمی نشینم ، قاتلان بچه ام باید اعدام بشوند » .
و خواهرش که در برابر تفنگچیان خامنه ای عکس های برادرش را محکم و سرفراز در دست گرفته و درود به جانباختگان این آب و خاک میفرستاد و میخواند :
« شمس تبریزی بود پیدا بسی / / عشق مولانا ندارد هر کسی / /
شمس تبریزی نهان از خلق نیست / / آنکه ستار بهشتی شد یکیست . …
و از سوی دیگر پستی و دئانت رژیمی که در بوقها میدمد که دستگاه کهریزکی قضایی جمهوری اسلامی شکنجه گران ستار را به پای میز محاکمه خواهد کشید و از سوی دیگر ماموران امنیتی اش موهای مادرش را روی زمین میکشند و او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند و حتی عکسها و اعلامیه های مراسم چهلم را از پشت شیشه های مغازه ها پاره پاره و شرکت کنندگان در مراسم چهلم را دسته دسته با مشت و لگد دستگیر و روانه بازداشتگاهها میکنند .
آیا آمران و عاملان این قتلها صدای شکستن استخوان قصاب اسد را در سوریه نمی شنوند . همان قصابی که بی حمایت های ایران در کشت و کشتار مردم آزادیخواهش اکنون سرنگون شده بود .
همیشه همین طور بوده است ، ستمگران تا که میتوانند و تا آنجا که در توان و قدرت دارند نیست و نابود و اعدام میکنند و تمامی حرمت ها را میشکنند و وقتی که کار از کار میگذرد صدای مردم را میشنوند . زمانی که دیگر دیر شده است و تنها با سرنگونی این معادله حل میشود و به دست عدالت سپردن ظالمان .
ایران بر خلاف کسانی که ادعا میکنند که اوضاع رژیم آنقدر درب و داغان نیست و باید در راه دموکراسی با جلادان حاکم مذاکره و آزادی را گدایی کرد ، آتشی زیر خاکستر است . جنایاتی که در طول این 34 سال این رژیم منحوس مرتکب شده کارد به استخوان مردم رسانده است و هر آن امکان دارد که دوباره همین مردم در کوچه و خیابان بریزند و کاسه و کوزه این جنایتکاران را در هم بریزند . مردمی که اینبار با توجه به تجربیاتی که در سالهای گذشته کسب کرده اند ، دیگر ترفند کسانی که در نیمه راه رهایشان کردند نخواهند خورد و خیابان را رها نخواهند کرد .
این موضوع را جنایتکاران حاکم بر ایران بهتر از هر کسی میدانند و برای همین از این سکوت و آرامش قبل از توفان و جوشیدن خون هزاران هزار ستار بیش از هر کسی میترسند . توفانی که پرچمدار آن شیرزنانی چون مادر و خواهر ستار بهشتی اند .

Monday, December 17, 2012


سعید مرتضوی درباره ستار بهشتی: آدمی که در وبلاگش به نظام توهین کرده باید همین بلاها سرش می آمد
سعید مرتضوی درجلسه ای در باره جانباخته راه آزادی ستار بهشتی گفته است این آدمی که در وبلاگش به نظام توهین کرده باید همین بلاها سرش می آمده است.
بدین ترتیب بار دیگر نام مرتضوی تداعی شکنجه و مرگ را کرد. ضمن آنکه نشان داد وی همچنان از اعمالی که در سابقه خود مرتکب شده شدیدا دفاع میکند و این اعمال را برای حفظ نظام لازم و طبیعی میداند.

Sunday, December 16, 2012


مرگ ستار بهشتی، کارگر و وبلاگ‌نویس، در زندان‌های جمهوری اسلامی و شیوه رایج و ضد مردمی جمهوری اسلامی،دربرخورد با مخالفان و دگراندیشان

قتل ستار بهشتی، توسط شکنجه گران رژیم در شرایطی رخ می دهد که رژیم ولایت فقیه با بحران فزاینده ای در زمینه های اجتماعی-اقتصادی روبه روست، برخوردها در درون جناح های مختلف حاکمیت تشدید گردیده است و حکومت با دشواری های فراوانی رو به روست. قتل ستار بهشتی توسط شکنجه گران پدیده جدیدی در حیات رژیم جنایتکار ولی فقیه نیست. در دهه های اخیر شمار زیادی از مبارزان راه آزادی زیر شکنجه های وحشیانه مزدوران جان باخته اند.

در هفته های اخیر ما همچنین شاهد افزایش صدور و اجرای حکم‌های ضدانسانی ”اعدام“ ازسوی دادگاه‌های جمهوری اسلامی بوده ایم. طی چندماه اخیر ده‌ها تن در زندان‌های سراسر کشور، به‌خصوص زندان گوهردشت (رجایی شهر)، قزل حصار، و زندان‌های زاهدان، اهواز، مشهد، و ارومیه، به اتهام‌های مختلف، به دار آویخته ‌شده‌اند. مطابق آمارهای سازمان‌های ”مدافع حقوق بشر“ و گزارش‌های منتشر شده از سوی ”گزارشگر ویژه سازمان ملل“ در امور حقوق بشر ایران، درسال گذشته، بیش از ۳۰۰ تن در ایران اعدام شده‌اند. درعین حال، ”گزارشگر ویژه سازمان ملل“ به‌صراحت گفته است که، برخی شواهد نیز ازشمار بیشتر اعدام‌ها حکایت می‌کند

درهمین باره بنا به آمار رسمی قوه قضاییه متوسط اجرایی‌شدن حکم اعدام ۵ سال است، یعنی به‌طور میانگین هر محکومی مدت ۵ سال زیر شکنجه روحی پیش از اجرای حکم اعدام قرار می‌گیرد.
دراین گزارش اعلام می‌شود که، لااقل ۱۱۱۷ انسان در ”زندان گوهردشت“ زیر حکم اعدام قرار دارند. گزارش می‌نویسد: ”آمار افرادی که زیر حکم اعدام قراردارند ۱۱۱۷ نفر است که دراین میان ۷۳۴ نفر از آنان محکوم به قصاص بوده و باقی این تعداد یعنی ۳۸۳ نفر محکوم به اعدام، که ۱۴ نفر از این افراد با اتهاماتی سیاسی و امنیتی محکوم به اعدام شده‌اند . . . آنچه که بیش از همه چیز حساسیت برانگیز است عدم رعایت دقیق آیین دادرسی عادلانه برای افرادی است که برایشان حکم اعدام صادر می‌شود. به خصوص افرادی که به اعدام‌های حکومتی از جمله اعدام‌های سیاسی، امنیتی، مواد مخدر یا امثالهم محکوم می‌شوند غالباً حتی از در اختیار داشتن وکلای اختیاری، حق دفاع آزادانه مطالعه پرونده، دادگاه‌های عادلانه و . . . محروم هستند. در پرونده‌های مربوط به قصاص نیز میزان نفوذ شاکی و متهم در نوع و سرعت و اجرای حکم تاثیر زیادی دارد . . . باآنکه[زندان رجایی شهر – گوهردشت] با ظرفیتی کمتر از هزار نفر ساخته‌ شده‌ است، نزدیک به ۵ هزار زندانی را در خود جای داده ‌است.“

به هرروی، اینک با افزایش آمار اعدام‌ها رژیم ولایت‌فقیه درصدد ایجاد فضای رعب و وحشت درجامعه است. قوه قضاییه تحت ریاست صادق لاریجانی به مثابه بازوی ارتجاع و ایجاد جو ترس درجامعه عمل می‌کند. سیاست هراس‌افکنی با به‌کارگیریِ خشونت عریان، مانند اعدام در ملا عام، سنگسار، قطع عضو، شلاق و ازاین قبیل مجازات‌های ضدانسانی و قرون وسطایی، شیوه و روش شناخته شده واپس‌گرایان حاکم‌ است. در اوضاعی که رژیم ولایت‌فقیه در بحران داخلی و خارجی دست و پا می‌زند، قوه قضاییه و دادگاه‌های انقلاب اسلامی با صدور و اجرای حکم‌های اعدام، تلاش دارند با مستولی کردن فضای ترس و وحشت بر جامعه با اعتراض‌های مردمی مقابله کنند. جان و شأن انسان کم‌ترین ارزش و اهمیتی برای حاکمان اسلامی ایران ندارد.
همان گونه که تجربه دهه‌های اخیر اثبات می‌کند، سیاست ایجاد رعب و وحشت در کشور به وسیله به‌کارگیری خشونت و ”اعدام“، در مبارزه و اراده توده‌ها هرگز نمی‌تواند خللی وارد آورد.
ضمن محکوم کردن جنایت اخیر شکنجه گران و قتل ستار بهشتی، که تنها جرمش افشاگری رژیم ضد مردمی حاکم بود بار دیگر همچنین اعلام می کند که مخالف حکم ”اعدام“ به هر دلیلی است، و لغو مجازات ”اعدام“ از قانون‌های حقوقی و مدنی کشور را خواستار است.
ما اعدام‌های اخیر و به‌طور کلی سیاست برپا نگه داشتن فضای رعب و وحشت بر میهن به وسیله، شکنجه، ترور و اعدام را به شدت محکوم می‌کنیم

Friday, December 14, 2012


در حالیکه باراک اوباما صریحاً بشار اسد را تهدید می‌کند و سازمان ناتو فشارهای خود را بر رژیم دمشق افزایش می‌دهد، بسیاری از سیاست‌مداران و ناظران اعتقاد دارند که پایان کار بشار اسد نزدیک است.
به گفتۀ دبیرکل اتحادیۀ عرب، این سقوط ممکن است هر لحظه اتفاق بیفتد. وزیر خارجۀ عربستان نیز تأکید کرد که انتقال قدرت در سوریه ضروری‌تر از همیشه است.

روز سه‌شنبه، وزاری خارجۀ کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) برای بررسی اوضاع سوریه در بروکسل گرد آمدند. قرار است که آنان با تقاضای ترکیه مبنی براستقرار موشک‌های پاتریوت در مرز سوریه موافقت کنند.

در این حال، باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا بشار اسد را صریحاً تهدید کرد و خطاب به وی گفت: “توسل به سلاح‌های شیمیایی مطلقاً غیرقابل قبول است. اگر خطای فاجعه‌بار استفاده از این سلاح‌ها را مرتکب شوید، عواقب آن را خواهید دید و در این مورد پاسخگو خواهید بود”.

طی روزهای اخیر خبرها و شایعات زیادی در مورد اقدامات رژیم دمشق برای آماده‌ سازی سلاح‌های شیمیایی منتشر شد.
دو روز قبل، هیلاری کلینتون وزیر خارجۀ آمریکا نیز در این مورد به تندی به دمشق هشدار داد. در پاسخ، دولت سوریه اعلام کرد که “هیچگاه علیه ملت خود از سلاح شیمیایی استفاده نخواهد کرد”.
اما در مقابل یکی از مقامات آمریکایی که نامش فاش نشده، گفت: “نشانه‌هایی حاکی از اینست که رژیم دمشق مشغول آماده کردن گاز سارین برای استفادۀ نظامی است”. گفته می‌شود که تأثیر مرگ‌آور گاز سارین، ٥٠٠ برابر قوی‌تر از سیانور است. سازمان ملل در سال ١٩٩١ این گاز را جزو سلاح‌های کشتار جمعی به حساب آورد.

امروز سه‌شنبه، دبیرکل سازمان ناتو در بروکسل گفت که کاربرد سلاح شیمیایی توسط رژیم دمشق، “واکنش سریع بین‌المللی را به همراه خواهد داشت”.
این در حالی است که برخی ناظران اروپایی اعتقاد دارند که دولت آمریکا از موضوع سلاح شیمیایی و وحشت ناشی از آن، بهره‌برداری تبلیعاتی می‌کند تا افکار عمومی را از دولت سوریه منزجر سازد.

در جلسۀ امروز (سه‌شنبه) ناتو در بروکسل، علاوه بر موضوع سلاح‌های شیمیایی، وضعیت ترکیه در قبال سوریه نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.
موافقت ناتو با استقرار موشک‌های پاتریوت در خاک ترکیه قطعی است و احتمالاً تا پایان روز سه‌شنبه رسماً اعلام خواهد شد. بر اساس اظهارات رسمی، این موشک‌ها باید ترکیه را در برابر تجاوز احتمالی سوریه بیمه کند.

نشانه‌هایی از پایان کار
اوضاع داخلی سوریه، موضع‌گیری‌های سیاست‌مداران و انتشار برخی شایعات طی چند روز اخیر، حدس‌ها و پیش‌بینی‌ها را در مورد سقوط قریب‌الوقوع رژیم بشار اسد بیشتر کرده است.
در داخل کشور، وضعیت به سرعت به سوی ازهم پاشیدگی می‌رود. چندین محلۀ پایتخت در دست مخالفان رژیم است و ارتش به سختی تلاش می‌کند تا پایتخت را دوباره در دست گیرد.
امروز، شاهزاده سعود الفیصل، وزیر خارجۀ عربستان سعودی گفت: “اوضاع سوریه هر لحظه خراب‌تر می‌شود. برای حفظ ملت و سرزمین آن، روند انتقال قدرت بیش از همیشه ضروری است”…
وی پشتیبانی مسکو از رژیم دمشق را محکوم کرد و سپس افزود: “تغییر موضع مسکو می‌تواند راه را برای حل بحران بگشاید”.
نبیل العربی، دبیرکل اتحادیۀ عرب نیز گمان دارد که پایان کار رژیم دمشق بسیار نزدیک است. او دیروز گفت: “سقوط رژیم دمشق هر لحظه امکان دارد”.

نشانۀ دیگری که برخی مردم سوریه را به سقوط رژیم امیدوار کرده، خروج نمایندگان برخی نهادها و سازمان‌های بین‌المللی از کشور است.
سازمان ملل متحد دیشب (دوشنبه) عملیات کمک به مردم سوریه را متوقف کرد و اعلام کرد که “کارمندان غیرضروری” خود را از سوریه بیرون خواهدبرد. همچنین چندین سازمان غیردولتی به کار خود در این کشور پایان دادند.

Thursday, December 13, 2012


Satar Beheshti, Iranian blogger, died in the detainee’s house of Cyber Police

HRANA News Agency – Iran’s cyber police replied to the family of Satar Beheshti, Iranian blogger: “He died in the detainee’s house”

According to a report by Human Rights Activists News Agency (HRANA), “When Satar’s brother-in-low went to follow his case, authorities told him, tomorrow come to Kahrizak Morgue, to give his body.” one of his relatives told HRANA’s reporter

“After that, they (authorities) called his family to come to the security police in Shari’ati St. When Satar’s family asked what has happened to Satar, they replied you have not the right to ask questions and shut up. Satar was healthy and had not any disease when he was arrested.” He added

Sattar Beheshti was arrested by the cyber police on national security chargeson 30 October

Beheshti, 35, is a worker from the city of Robat Karim, 25 kilometers southwest of the nation’s capital Tehran

He was reportedly active on the social networking site Facebook

After raiding his home and violently arresting Beheshti, the security forces confiscated his personal belongings, including his computer and handwritten notes